من دوست ندارم

دکتر جعفر صابری

من دوست ندارم

این که من دوست ندارم و یا من نمی خوام خیلی با من نمیتونم و نمیشه متفاوت است !در این جا ما حق انتخاب داریم و علی رغم اینکه باید بتوانیم و یا بخواهیم می گوایم من نمیخوام و من دوست ندارم !

یکی از بزرگترین مشکلات ما در زندگی مان از همین جا شروع می شود که می گویم من نمی خواهم و من دوست ندارم که ریشه در دو مورد تربیت کودکی ما و همچنین شرایط زندگی مان دارد وقتی حق انتخاب را به ما میدهند ما هستیم که انتخاب می کنیم بخواهیم یا نخواهیم!جالب اینکه بشر با خدای خود و خالقش هم همین مشکل انتخاب را دارد و در بیشتر مواقع که خداوند تقدیری را برایمان رغم زده با اسرارمی گوایم که ما دوست نداریم و ما نمی خواهیم این طرز تفکر خواستن و نخواستن در بیشتر مواقع چنان گریبان گیرمان می شود که سالها با آن در گیر خواهیم شد و در مقابلش عزممان را جزم می کنیم که به خواست خود برسیم و آنچه را که دوست داریم را به نتیجه برسانیم،و عجبا در مورد فراوانی لطمات شدید را هم به خود میزنیم و با لجبازی مسیری را می رویم که شاید بطور کلی هم به نفع ما نباشد.

اینکه ما تابع باشیم و سر در مقابل همه موارد فرو بیندازیم هم درست نیست اما تشخیص درست آن چه تقدیر است و در توان ما برای تغییرش و آنچه قابل تغییر است دو موضوع متفاوت است که خداوند باید درک تفکیکش را نصیب ما بنماید و صد البته تجربه و مشاوره خوب هم در انتخاب راه درست بی تاثیر نیست.

بسیاری از ما به دلیل تربیت کودکی مان هر چه که دوست نداشته باشیم را قبول نداریم بی آنکه بدانیم بسیاری از اتفاقات و جریانات زندگی در دست ما نیست و ما نمی توانیم در قبول یا رد آن نقش مهمی را داشته باشیم ،زندگی و کائنات طوری رغم میخورد که ما باید با آنچه در پیش روی داریم معقولانه برخورد نمایم در واقع اصل زندگی همین است و ما به وجود آمده ایم تا زندگی کنیم با خوبی ها و بدی هایش با آنچه دوست داریم و آنچه دوست داریم .

بیشتر آدما فکر میکنند هر کسی مشغول کاری است آن را دوست دارد اما واقعیت این است که بیش از پنجاه درصد آدم ها از شرایط و موقعیت کاری خود ناراضی هستند ولی ناچار می باشد از این تعداد برخی تن در داده اند ومابقی ناچار هستند و به همین دلیل هم بیشتر وقت ها کار ها خوب انجام نمی شود یکی از علل عقب ماندگی جوامع و عدم رشدشان هم همین موضوع است که کار و شرایط فعلیشان را دوست ندارند!

مسائلی هست که به زبان ساده میگوید حتی حیوانات بارکش هم زخمشان زیر بار خوب میشود ! به نوعی زخم این درد ها هم باید با تحمل خوب شوند!

بطور کلی انسان ها از نظر مغزی بیشتر تمایل به ادامه شرایط موجود زندگی خود را دارند و با تغییر سخت کنار می آیند ،عادت کردن یک کار ا انجام دهند ساده و آسان و یکنواخت !

اما آنها که تصمیم میگیرند کار های متفاوت را هر چند هم که سخت باشد به انجام برسانند زودتر به موفقیت میرسند .

همیشه ساده ترین راه بهترین راه نیست و گاهی باید سختی را به جان خرید فرض کنید برای یک سفر تفریحی تصمیم میگیرد که آخر هفته به یک منطقه زیبای بروید و یکی دو روز کنار ساحل استراحت کنید برای همین سفر کوتاه و لذت بخش باید تامین بودجه کنید که باید کمی بیشتر کار کند با اتومبیل شخصی و یا وسایل عمومی سفر کنید و در جاده برانید شاید ترافیک باشد و خسته شود و بعد به دنبال یک مکان مناسب ببریدی برای اقامت و همچنین خوراک خود را تهیه کنید و خلاصه…وقتی فکرش را میکنید این تفریح و استراحت هم سخت است پس بهتر است که آخر هفته در خانه بمانید و از همان امکانات موجود کمال استفاده را ببرید!

این را من میخواهم و آن را من نمی خواهم …راحت طلبی راه پیشرفت نیست و موفقیت بیشک سخت است و سختی مورد علاقه هیچ کس نیست!

من نمی خواهم ،من دوست ندارم و من…را باید بیشتر وقت ها کنار گذاشت!

به امید موفقیت و پیروزی برای شما …

یا حق

جعفر صابری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا