استاد خسرو قربانی فرجزاد (غبارشکسته )

معرفی هنرمند ؛
مطمنا” نوشتن از هنرمندی نام آشنا در مهندسی و خوشنویسی دشوار نوشتنی ست.در آینه خیره میشوم و میپرسم کیست « غبار شکسته» ؟کدام است آن سایه ی گزیده ی او ؟لیک به عبث میکوشم طرحی از هنرمند خوشنویس غبار شکسته سازم ،که نا گه لغزش نسیمی چه زود طرح هایم را آشفته می کند. معرفی هنرمند خسرو غبار شکسته ، از خویش پریشان پرسشی ست . اما هر کس در زندگی , ناچار به پاسخ این پرسش است.حال چه به درخواست دوستانی باشد ، یا به ضرورتی که باید باب آشنایی را بگشاید.پس به تکه سنگی می آویزم و می آغازم…او به دست تقدیر در سال ۲۵/۲/۱۳۴۸ در کشور عزیزم , همنام مادرشان ایران ودرشهر تبریز چشم بدنیای خود گشودند .شهری آمیخته با سنت ها و خاطرات کهن, که تجربه های دلکشش ضمیرم او را , طرح افکند. از همان دوران کودکی در پی علم بودند و طالب یاد. با تحصیلات عالی در رشته مهندسی راه و ساختمان , فارغ التحصیل شدند و با جدیت تمام به موفقیت های علمی و مدیریتی در این گذر زمان و مکان رسیدند. رتبه ی کارشناس پایه ارشد سازمان نظام مهندسی و همچنین کارشناس رسمی و… را در کارنامه ی خود به ثبت دارند، لیک هرگز به قول خودشان نتوانستند آن وجه گمشده ی خود را از یاد ببرند.سالها گذشت و او در پی راه و راهنما و در جست و جوی دوستانی شیدا، به انجمن خوشنویسان ایران پیوستند و در خط شکسته نستعلیق با نام «خسرو غبارشکسته» رقم میزند و به یاد استاد درویش عبد المجید طالقانی و استاد گلستانه هستند و هنرآموخته ی استادی استاد مجتبی ملک زاده و رهین منت شان …خط شکسته نستعلیق , خط سرنوشت شان بود , چرا که خط شکسته شیفته شان می کرد و رازهای کهن را بر او می گشود.بر خشت و جان قلم میزدند و بر تن لوح سفید کاغذ ،قلم می فرسودند و می شکستند و سالیان دل به نقش های گذشتگان سپردند . بهره ها بردند از بزرگمردان خفته در خاک و نیک مردان زنده به فرهنگ این مرز و بوم, دل به موج قلم دادند و با مرکب سیاه ، طره ی نفس خویش را به بازی گرفتند.قلم ورزی کردند و لوح از پی لوح نگاشتند.آنقدر نقش زدند، تا نقش گوشه ای از گنج خویش بر او نمایاند و اکنون خرسندند ،خرسندند از رد جانی که بر کاغذ ثبت کرده اند و نیز خرسندند از این که مورد لطف اساتید و دوستان فرهیخته و شیدا گشتند.و ایشان میگویند : ” آدمی به لطف زنده است و به یاد , پس خط مهرتان در لوح قلبمان جاودان باد.”

تعدادی از آثار سیاه قلم فرهیخته همسرم مهربانو دکتر سیده معصومه(مهین) صانع‌بخش حق‌دوست حقدوست

“ازدواج و زندگی به مثابه هنر”

مانیفست ازدواج خسرو قربانی فرج‌زاد(خسروغبارشکسته )و مهربانو دکتر سیده معصومه (مهین) صانع‌بخش حق‌دوست

ازدواج، صرفاً هم‌نشینی دو انسان زیر یک سقف نیست؛ آفرینش اثری است که هر روز و هر لحظه با عشق، صبوری، درک متقابل و زیبایی‌شناسی روح شکل می‌گیرد. همان‌گونه که یک هنرمند برای خلق اثری ماندگار سال‌ها می‌آموزد، می‌اندیشد و می‌آفریند، زندگی مشترک نیز هنری است که با ظرافت و آگاهی ساخته می‌شود.ما باور داریم که زندگی، هنگامی به والاترین مرتبه خود می‌رسد که به مثابه هنر زیسته شود؛ هنری که در آن هر روز فرصتی برای آموختن، هر گفت‌وگو مجالی برای فهمیدن و هر همراهی جلوه‌ای از عشق و همدلی است.سال‌هاست که در مسیر مشترک زندگی، نه تنها همسر، بلکه همراه و همدل یکدیگر بوده‌ایم؛ دو دلداده فرهنگ و هنر که جهان را از دریچه زیبایی می‌نگرند و در جست‌وجوی معنا، دست در دست هم گام برمی‌دارند. حضور در نمایشگاه‌های هنری، دیدار با هنرمندان، گفت‌وگو درباره کتاب‌ها، پژوهش‌ها و آثار فرهنگی، بخشی از زیست روزمره ما را شکل داده است؛ زیستی که هنر در آن نه یک فعالیت جانبی، بلکه شیوه‌ای برای نگریستن به جهان است.سرکار خانم دکتر سیده معصومه ( مهین) صانع‌بخش حق‌دوست، پژوهشگر هنر در دوره دکتری پژوهش هنر، هنرمند عرصه نقاشی سیاه‌قلم و معرق برجسته، مدیر گالری «حقدوست آرت» و مجموعه‌دار آثار هنری، با نگاهی خلاق و اندیشه‌ای پویا، سال‌ها در مسیر اعتلای هنر و فرهنگ گام برداشته‌اند. فعالیت‌های فرهنگی و هنری ایشان در کنار مسئولیت اجتماعی به عنوان عضو کمیته ی برگزاری مسابقات وزنه‌برداری بانوان استان گیلان، جلوه‌ای از پیوند اراده، دانش و زیبایی است.و من نیز در جهان خوشنویسی و مهندسی و کارشناسی ، آموخته‌ام که استوارترین بناها و زیباترین سطرها، آن‌هایی هستند که بر بنیاد عشق، احترام و همراهی بنا می‌شوند.امروز بیش از هر زمان دیگری باور داریم که ازدواج، خود هنری بزرگ است؛ هنری که نه در قاب‌ها و نگارخانه‌ها، بلکه در جان و جهان دو انسان تجلی می‌یابد. هنری که در آن موفقیت‌های یکی، شادی دیگری است و رؤیاهای هر دو، در افقی مشترک به هم می‌رسند.شاید راز ماندگاری زندگی مشترک نیز همین باشد؛ آن‌که زن و مرد، به جای آن‌که تنها در کنار یکدیگر زندگی کنند، با هم اثری بیافرینند که نامش «زندگی» است؛ اثری که هر روز کامل‌تر می‌شود و هر سال بر ارزش و زیبایی آن افزوده می‌گردد.و چه سعادتی بالاتر از آن‌که انسان در کنار یار خویش، نه فقط زندگی کند، بلکه زندگی را به مثابه یک اثر هنری بیافریند؛ اثری که امضای آن عشق است و قاب آن، زمان.🌹

و اگر از من خسروغبارشکسته بپرسند که بزرگ‌ترین دستاورد سالیان زندگی مشترک چه بوده است، بی‌درنگ خواهم گفت: آنچه مهربانوی زندگی‌ام به من ارزانی داشت، نه در شمار دارایی‌های مادی می‌گنجد و نه در ترازوی سنجش روزگار.

او به من حس جمال بخشید؛ آموخت چگونه زیبایی را در ورای ظواهر بجویم. فهم و کمال را به من هدیه کرد؛ تا جهان را عمیق‌تر ببینم و انسان را مهربان‌تر دریابم. ثروتی معنوی به من بخشید که هیچ خزانه‌ای توان برابری با آن را ندارد؛ ثروتی از جنس عشق، فرهنگ، هنر، دانایی و آرامش.

در کنار او، هنر برای من تنها خوشنویسی یا تماشای آثار هنری نبود؛ بلکه شیوه‌ای برای زیستن شد. آموختم که زندگی نیز می‌تواند چونان تابلویی باشد که هر روز با رنگ مهر، احترام، همراهی و وفاداری کامل‌تر می‌شود.

و امروز، با جسارتی برخاسته از یقین قلبی خویش، بی‌هیچ تردیدی اعلام می‌کنم: اگر عمر نوح می‌داشتم و فرصت آن بود که هزاران سال به گذشته بازگردم و بار دیگر در آستانه انتخاب بایستم، باز هم انتخابم شما بودید؛ همان بانوی فرهیخته، همان همسفر روزهای روشن و دشوار، همان همراه مهربان و هنرمند.

شما بودید، هستید و خواهید بود.

ای مهربانوی قلبم؛ای روشنی‌بخش روزهای من؛ای فروغ زندگی هنری خسرو غبارشکسته؛

اگر در سطرهای شکسته‌ام زیبایی‌ای هست، اگر در نگاه من به جهان نوری دیده می‌شود و اگر در مسیر زندگی توفیقی حاصل شده است، بی‌گمان بخشی از آن از حضور سبز و پربرکت شما سرچشمه گرفته است.

باشد که این همراهی، همچنان در مسیر عشق، فرهنگ، هنر و دانایی تداوم یابد و دفتر زندگی مشترک ما، هر روز سطری زیباتر از پیش بر خود بیفزاید.

و اینک، در پایان این روایت کوتاه از «ازدواج و زندگی به مثابه هنر»، آرزویی صمیمانه برای خوانندگان عزیز و همه آنان که دل در گرو عشق، همراهی و زیبایی دارند، بر زبان می‌آوریم:

آرزو داریم که همواره با چشم‌های مهربان خویش به جهان بنگرید و زیبایی‌های پنهان و آشکار زندگی را دریابید؛ زیبایی‌هایی که گاه در لبخندی ساده، گاه در گذشتنی عاشقانه، گاه در همراهی روزهای دشوار و گاه در سکوتی سرشار از فهم و همدلی نهفته‌اند.

امید آن داریم که هر یک از شما، در مسیر زندگی مشترک، الهام‌ بخش و الگویی برای نسل‌های آینده باشید؛ چرا که هیچ میراثی گران‌بهاتر از عشق، هیچ آموزگاری بزرگ‌تر از مهر و هیچ هنری ماندگارتر از خوب زیستن در کنار یکدیگر نیست.

ما بر این باوریم که آدمی به مهر زنده است؛ همان مهری که دل‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند، رنج‌ها را سبک می‌سازد، امید را می‌پروراند و به زندگی معنا می‌بخشد.

پس اگر از این نوشتار یادگاری بر جای بماند، آرزو داریم یادآور این حقیقت باشد که در جهانی آکنده از شتاب و هیاهو، هنوز هم عشق، نجیب‌ترین زبان آدمی، و مهر، ماناترین امضای انسانیت باشد و حال و هوای یک «مانیفست عاشقانه و هنرمندانه برای ازدواج و زندگی مشترک» که نه تنها روایت یک زندگی، بلکه دعوتی به زیباتر زیستن از طرف خسروغبارشکسته و همسرم باشد و سرانجام، با دلی آکنده از سپاس و ارادت، زمزمه می‌کنیم:

خطِّ مهرتان بر لوح قلبمان جاودان باد؛که آدمی نه به سال‌های زیستن، بلکه به لحظه‌های مهرورزیدن زنده است.

استاد خسرو قربانی فرجزاد(خسرو غبارشکسته)و مهربانو دکتر سیده معصومه(مهین) صانع‌بخش حق‌دوست

تقدیم مهرتان فرهیخته حضرت دوست

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا